تبليغاتX
روستای آهو
روستای آهو
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
تنوع فامیلی ...  

 چند وقتی هست که به خاطر وبلاگ بیشتر به آهو فکر می کنم و دنبال موضوع جالبی برای نوشتن می گشتم.بهتر دونستم که یکی از پستها رو به تنوع فامیلی در آهو اختصاص بدم.

گاهی در یه شهر کوچک تنوع فامیلی وجود نداره،ولی در آهو که یه روستای کوچکه این تنوع وجود داره که نشون می ده بر خلاف کوچکی فیزیکی روستا (وسعت فامیلی رو داشته باش) :

ابراهیمی-احمدی-اسماعیلی-اصغری-امیری-باقری-پورمحسنی-تقدسی-توانا-جعفرآبادی -جعفري-حیدری-ذاکری-رحیمی-رضایی-سبزی پوش(سبزی کوشک)-سپاسی-سلیمانی-سمیعیان-شاکری-شفیعی-شمسی-صادقی-صادقیان-طالبی-ظهرابی-عبدلی-عزیزمحمدی-غفاری-فرنیا-کاظمی-کریمی-مجیدی-محسنی-محمددینی-محمدی-معصومی-نجفی-نعیمی-همتی-یوسفی-   

این نام های خانوادگی بود که من بعد از مشورت با بزرگترهام تونستم بنویسم اگه فامیلی از قلم افتاده شما لطفا یادآوری کنید.

 

     

                                                                                                                              (سوده)

دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
آهویی های کوچک ...  

 من امروز از خانواده ام اتفاقی رو شنیدم که برام خیلی جالب بود،فکر کردم بد نباشه اینجا بنویسم شاید برای شما هم جالب باشه.

پسر دایی من توی مدرسه شیخ انصاری درس می خونه.اون کلاس اول هست اوایل سال از این که می دید بعضی از بچه ها با هم دعوا می کنند اضطراب داشت،ولی حالا با این اتفاقی که افتاده با اعتماد به نفس بیشتری به مدرسه می ره.

بعد از چند هفته ای که از شروع کار مدارس می گذره میاد خونه و به مامانش مژده می ده که با یکی از بچه ها آشنا شده که آهویی هست.چند روزی گذشت و خبر داد که من با چند تا از بچه ها که آهویی هستن دوست شدم.

اون بچه ها هم از روی فامیلی میثم متوجه شدن که میثم هم آهویی هست.

میثم می گه دیگه از اون روز به بعد زنگ تفریح که می خوره همه ما آهویی ها زیر یک درختی که در گوشه مدرسه هست جمع می شیم.(خواهرم می گه اسم اون درخت رو درخت سراب بالا بگذارید)

یکی از این بچه ها که کلاس پنجم هست و از لحاظ سنی از میثم بزرگتر گفته هر کی خواست اذیتت کنه به من بگو.میثم هم از این حرف خیلی خوشش اومده بود و به او قوت داده بود. 

این احساس هم شهری و حمایت برام جالب بود.

نکته جالب اینجا این هست که مدیریت این مدرسه نیز به عهده آقای محمد همتی آهویی است که الحق والانصاف از توان مدیریتی بالایی بر خوردارند.(که در اینجا از زحمات بی دریغ جناب آقای همتی تشکر و قدردانی می کنیم)

حالا قصد ونیت من از بیان این اتفاق این بود که بگم چه خوب ولذت بخش هست ما هم از بچه ها یاد بگیریم و به دور از رنگ و ریای زمانه با هم متحد بشیم و صمیمانه همدیگر رو حمایت کنیم و نگذاریم آهو از بین برود.

(فامیلی این بچه ها :میثم مجیدی آهویی،امین عبدلی آهویی،همتی آهویی،صادقی آهویی)

 (مونا)

جمعه هجدهم آبان 1386
عکس از صادقی آهویی ...  

اینجا باید از همه اهالی آهو که در معرفی آهو با فرستادن مطلب و عکس و ارایه نظر و انتقاد ما را یاری می نمایند صمیمانه قدردانی کرد.

این عکس امامزاده بالا پیش از بازسازی در سال ۸۱هست که توسط خانم نوشین صادقی آهویی ثبت شده و آقای جواد صادقی آهویی زحمت فرستادن این عکس را کشیدند.

 

        امامزاده عبدالله(بالا)

(مونا)

چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
فرستنده:الهام ...  

سلام.از این که به وبلاگ آهو لطف دارید ممنونیم.دوست عزیزمون الهام خانم که فامیلیشونو نمی دونیم یکی از باورهای آهو رو در نظر سنجی برامون گذاشته بود بهتر دونستیم که اون رو هم توی وبلاگ بذاریم و امکان استفاده اون برای همه باشه.در ضمن ازشون تشکر می کنیم.

"این باور که میگم مربوطه به امامزاده شازده عبدالله نوه امام موسی کاظم هست

شبی آقا شازده عبدالله به خواب یکی از اهالی مومن آهو می آید و در خواب محل دفن و نحوه شهادت خود را به آن فرد می گوید و این خواب چندین شب ادامه پیدا میکند و بالاخره اهالی ده برای پیدا کردن جسد امامزاده به قسمت بالای آبادی می روند که از میان کوه اطراف که به کمر دو شاخ معروفه آهویی بیرون می آید و روی زمین با شاخ خود دایره ای میکشد و اهالی آن مکان را نبش قبر میکنند و جسد تازه جوانی که همان امامزاده شازده عبدالله است را می یابند از آنجا دیگر قبه ای میسازند و مکان مقدسی میشود.و حیاط امامزاده کاروانسرا میشود."

(مونا)